خوب می دونی ! مسئله خیلی ساده تر از این حرفهاس ! کلا آدم پیچیده ای نیستم . بازی کردن یا نکردن ! مسئله این است ." مسئله این بوده و هست همیشه در هنر جدی مسئله این بود و هست که چه طور می شود قاعده ی بازی را به زد و بازی دیگری آورد تا خلائق جمع شوند تا قاعده اش را به هم بزنند ." مسئله ساده تر از این حرفهاس ، به همین ساده گی که دارم می گویم ، کلا پیچیده ی آدم نیستم.
خب ، طبیعی است . ایرادی هم به آن وارد نخواهد بود . چیزی که هست باید باشد دیگر. این قدر ها دیگر دنگ و فنگ ندارد که . هست دیگر. " از من پرسیده ای زندگی چیست . مثل این که بپرسی هویج چیست؟ خب هویج ، هویج است و همین است که هست " . اما خب کمی باید دسته بندی شود. ببینید عزیزان من ، آدم ها این روزها به غیر از آن دو دسته ی معروف که پسرها میدانند برای من به دو دسته ی دیگر تقسیم می شوند . یک ، آدم هایی که مثل دسته ی دوم نیستند یا آدم هایی که نمی دانند یا دوست ندارند کار گروه اول را انجام دهند . – حواستان باشد به هیچ وجه نسبت به کار گروه اول جبهه گیری نکنید ، کارشان پسندیده است - دو ، آدم هایی که مثل گروه اول نیستند و دوست دارند به تو بقبولانند و تو را متوجه این مطلب کنند که آقای اخلاصی نوعی تو خیلی چیز ها برایت اهمیت ندارد . و خیلی چیز ها را مهم نمی دانی و این اخلاق تو باعث کدورت و آزار و از این جور چیز ها می شود و فکر می کنند که امثال من علاقه ی خاصی به ورزش پاتی ناژ روی اعصابشان داریم . و حالا تو ی نوعی هی باید این وسط به هر دری بزنی و طوری که سوء تفاهمی پیش نیاید به طرف مقابلت ثابت کنی که نه دوست من! اصلا این طور ها که تو فکر می کنی نیست . فکر ، ذهن ، تصمیم و قضاوت شما برای من مهم است . آدم های اطرافم و مخصوصا تو با پیوست تمام هفدهم نوشت هایم برای تو خیلی مهم تر از این حرف هاست . آنقدر مهم که شاید نتوانی فکرش را بکنی . و امثال من باید مدام جلز و ولز Jelezzovelez بزنند که با آن زبان نداشته شان یک چیز هایی را بهانه قرار بدهند تا فرصت و بهانه ی گفتن ها را داشته باشند . طبق یک قاعده کلی که " هر کس که زبان ندارد می فهمد که زبان لازم دارد " . و حالا من فهمیده ام که زبان لازم دارم . حالا تو خصوصیات آدم های دی را به این هایی که گفتم اضافه کن .
این دو دسته بطور بی نهایت تاریخی با هم برخورد دارند . دسته ی دوم با اول ، و دسته ی دوم با دوم . هیچوقت دسته ی اول شروع به گلاویز شدن نمی کنند مگه اینکه احساس خطر کنند .
الان نزدیکی های سحر ه و هم چنان اینحا به همان دلیل قبلی و با فونت درشت تری :
تع طیله!